The sweet smell of a great sorrow lies over the land
در پس سرزمین طعم شیرین تاسفی عظیم آرام می گیرد
Plumes of smoke rise and merge into the leaden sky:
پرهای مه بلند میشوند و با آسمان سربی یکی می شوند
A man lies and dreams of green fields and rivers,
مردی دراز می کشد و در رویای زمینهای سبز و رودخانه ها فرو می رود
But awakes to a morning with no reason for waking
اما در صبحی که دلیلی برای بیداری وجود ندارد بیدار می شود
[Translated by: Peyman - mardekhamush.blogfa]
He's haunted by the memory of a lost paradise
او را خاطره ی یک بهشت گم شده آزار می دهد
In his youth or a dream, he can't be precise
در جوانی یا یک رویا , او در عقاید مذهبی خویش را مراعات کند
He's chained forever to a world that's departed
او برای همیشه به جهانی زنجیر شده که مرده است
It's not enough, it's not enough
کافی نیست و باز کافی نیست!
[Translated by: Peyman - mardekhamush.blogfa]
His blood has frozen & curdled with fright
خون او به خاطر ترس یخ بسته و لخته شده
His knees have trembled & given way in the night
زانوهایش از ترس لرزیده اند و در شب کنترلش را از دست داده(جایش را خیس کرده)
His hand has weakened at the moment of truth
دستهایش درست در لحظه ی قضاوت بر حیقیقت سست شده اند
His step has faltered
در گامهایش دچار تردید شده است
One world, one soul
در یک دنیا , و تنها یک روح
Time pass, the river rolls
و درحالیکه زمان می گذرد , و رودخانه در تلاطم است
.... .... ......
[Translated by: Peyman - mardekhamush.blogfa]
And he talks to the river of lost love and dedication
و او با رودخانه از عشق گمشده و فداکاریش حرف می زند
And silent replies that swirl invitation
و سکوت جوابش را می دهد که بر خلاف دعوت می باشد
Flow dark and troubled to an oily sea
گردش تاریکی و اضطراب یک دریای روغنی!!
A grim intimation of what is to be
خبری شوم از چیزی که خواهد بود
[Translated by: Peyman - mardekhamush.blogfa]
There's an unceasing wind that blows through this night
بادی پایان ناپذیر امشب در حال وزیدن است
And there's dust in my eyes, that blinds my sight
و گرد غبار جلوی چشمانم را گرفته است , به طوری که قادر به دیدن نیستم
And silence that speaks so much louder that words,
و سکوتی که بلندتر از کلمات با من حرف میزند
Of promises broken
و از عهد های شکسته شده حرف می زند!
[Translated by: Peyman - mardekhamush.blogfa]

نوشته شده توسط پیمان در
88/11/06 | موضوع: جفنگیات خودم